خدایا کی من برنامه نویس خفنی میشم از این ذلتی که بهش گرفتارم رهایی بیایم؟
روز خیلی بدی داشتم از دیشب تا حالا هیچی به جز نصف استکان دمنوش نخوردم. خدایا
لطفا یه روان شناسی مثل جاسمین لی کوری یا کاترین استاوفر به من عطا بفرما.
یه کسی که نخواد با من یکه بدو کنه و هی باهام مخالفت کنه.
نمیدونم چرا روان شناسا تا اسم کتابایی که میگم خوندم قاطی میکنن که وای این بازاریه پیف پیف این کتابای بی کلاس ...
یا اگه حال درون خودم وبخوام با کلمه هایی که تو کتابا خوندم و چیزایی که تا حالا شنیدم بگم میگن
وای تو کار من دخالت کردی تشخیص اشتباه رو خودت گذاشتی به خودت برچسب نچسبون
یه زمانی چقد ناراحت میشدم که بهم انگ بچسبونن الان دیگه اصلا برام مهم نیست اسمش چی باشه فقط یه مسیر درمان خوب میخام که منو از تو این هزارتویی که توش گیر افتادم بیرون بیاره. بدون دارو. مطلقا بدون دارو.
حالا باز نیاین برای من ردیف کنین بدون دارو نمیشه روش های نورو فدیبک بهم پیشنهاد بدین. حوصله تونو ندارم. دلم نمیخواد آقا دلم نمیخواد. زوره؟
من الان یه دردی دارم که میخوام بهش بپردازم تا حل بشه. وقتی این حل شد اون وقت هر چیز دیگه ای در زندگی معنی پیدا میکنه.
ایا روان شناسی که نمی تونه تحمل کنه من هم کتابی خونده باشم و از کلمات اون با سطح فنی خودم استفاده کنم و پرخاشگری میکنه و میخواد مچ گیری کنه و میگه نه تو از کجا میدونی تشخیصت درسته و احساسات منو میخواد نامعتبر کنه دکتر خوبی است؟ خیر
آیا اونی که نمیتونه تجربه همکارشو که به صورت کتاب درومده و تجربیات خودشو نوشته تحمل کنه /چه برسه به اینکه بخواد الهام بگیره و کمک بگیره و ریسرچ بیشتر کنه و اینقد ذهنش بسته س کسیه که دلم میخاد ازش کمک بگیرم؟ خیر
جالبه که خود برت کار اگه اشتباه نکنم تو کتاب چگونه روانشناس خوبی باشیم میگه که اینقد خودتونو درگیر علمی و متد و مقاله نکنید اینم که یه نفر یه شرحی از تجربه ش بنویسه یه مدلی از علمه.
خداوندا.
کاش یه دکتری پیدا میکردم از عمق جانش مثل گبور مته باور داشت بیماری های جسم منشا روانی دارن و بخواد با تمام همتش به من کمک کنه.
کاش یه دکتری مثل بسل وندرکولک از عمق جانش به داروهای روان پزشکی بی اعتماد بود و اونقدر خلاق بود که استرس ترومایی منو برای همیشه از جونم بکشه بیرون.
کاش دکترم همزمان یه مامان /دوست / کوچ و خردمند با هم بود.
خدایا یادم رفت بگم
کاش یه دکتری پیدا میکردم مثل ملیدرد نیومن که گفتگو با دو روان کاو را نوشته اون دوتا روان کاو توی اون کتابه، مثل اون دلم میخاد. آدم دلنشین و دلچسب و بامعرفت که معتقده از عمق جانش که همه انسان ها سالمن و فقط یه سری چیزایی دست و پاشونو گرفته و بخواد از عمق وجود که همه رو ازاد کنه.
خدایا
من دیگه روان شناس مشقی و کتابی نمیخام. روان شناسی میخام که کیف در مدرسه باشه و هر اتفاقی لازمه تو همون خود جلسه بیفته و ولم نکنه تنها بفرسته تم خونه 
خدایا کمکم کن
دیگه خسته شدم
دیگه دکتری نیست که نرفته باشم
حوصله سخنران ندارم
من روان شناس واقعی میخام خدا می فهمی؟
خسته م
هرکس می فهمه دنبال روان شناس می گردم یه چیزی میگه:
هر کی که هیچی هم از این زمینه نمیدونه بیشتر نظر میده!
خب که چی آخر سر من به یه روان شناس خوب و فهمیده نیاز دارم .فقط یه دونه!
نه اکثریت روان شناس ها...
یک دونه درمانگر خوب که یک وقت اختصاصی برای من بذاره حرفامو گوش کنه و مدل گوش کردنش به من صدمه نزنه قضاوت نکنه پشیمونم نکنه از اینکه بهش گفتم و مشورت خل وضعانه نده. همین.
خدایا چققد از شنبه و از کل هفته و از کل روزای کاری بدم میاد. چقد این تعطیلات آخر هفته زود میگذره.
بهتره یه فکری به حال خودم کنم
شاید یه شیرینی بخورم تا بتونم این حال رو تحمل کنم.
ولی کاش میتونستم یه کار بهتری کنم.
وقتی کارم تموم میشه خرد و خسته و خمیر میشم
شاید بهتره با تپسی برگردم؟
خدایا کاش میشد یه روان شناس خوبی پیدا کنم که کمکم کنه نه اینکه بخواد بشینه منو نصیحتم کنه که تو قفس خودم خفه خون بگیرم وحس بدی که دارم را بیشتر و بیشتر قورت بدم تا غده در بیارم!! این روان شناسای شناخت درمانی همه شون همین طورین. همه ش میگن منطقی باش کمال گرایی نکن خاک تو سرت که ناسپاسی قدر زندگیتو نمی دونی و اینا. باباجون خب من این زندگی رو دوست ندارم کیو باید ببینم؟؟ دلم میخاد برم ورزش کنم
| مرحله اصلی | جلسات |
|---|---|
| ۱. مفاهیم پایه (LLM، API، Token، Prompt، Context) | جلسه ۱ |
| ۲. کار با API (API Key، اولین درخواست، هزینه، Token) | جلسه ۲ |
| ۳. Prompt Engineering (Prompt، Role، JSON، Few-shot) | جلسه ۳ |
| ۴. پروژه واقعی (پردازش هزاران چت، حلقه، فایل، دیتابیس) | جلسات ۴ و ۵ |
| ۵. مباحث پیشرفته (Embeddings، RAG، Agents) | جلسات ۶، ۷، ۸ |
| پروژه نهایی و جمعبندی | جلسات ۹ و ۱۰ |